96/07/28 جمعه 06:59
Text + Text -
باکس ورورد


ثبت نام
کلمه عبور جدید
نماد اعتماد الکترونیکی

ستاد ساماندهی

logo-samandehi

به روز اندیش امتیاز دهید
  1. چگونه کالا و خدمات خود را معرفی کنیم و تبلیغات موثر داشته باشیم

    چگونه کالا و خدمات خود را معرفی کنیم و تبلیغات موثر داشته باشیم
  2. کلیپ توصیه های آقای روز اندیش برای صاحبان کسب و کار

    کلیپ توصیه های آقای روز اندیش برای صاحبان کسب و کار
  3. کلیپ معرفی راز آشنای موفقیت در کسب و کار

    کلیپ معرفی راز آشنای موفقیت در کسب و کار
  4. نرم افزار اندروید ویرایشگر عکس روزاندیش

    نرم افزار اندروید ویرایشگر عکس روزاندیش
  5. نرم افزار اندروید دیکشنری آنلاین روز اندیش

    نرم افزار اندروید دیکشنری آنلاین روز اندیش
  6. انیمیشن معرفی امکانات و مزایای درج آگهی در روز اندیش

    انیمیشن معرفی امکانات و مزایای درج آگهی در روز اندیش
  7. یه انیمیشن کوتاه و پند آموز از روز اندیش

    یه انیمیشن کوتاه و پند آموز از روز اندیش
  8. معرفی و بررسی محصول شیک مرغوب گریت وال-Great wall M4

    معرفی و بررسی محصول شیک مرغوب گریت وال-Great wall M4
  9. شناخت برخی مزایای کلی تبلیغات در فضای اینترنت

    شناخت برخی مزایای کلی تبلیغات در فضای اینترنت
  10. دانلود نسخه جدید اندروید نرم افزار حسابداری پارمیس

    دانلود نسخه جدید اندروید نرم افزار حسابداری پارمیس

جستجوی پیشرفته محتوایی
کلمات کلیدی:
روش جستجو:
به صورت عادی
مقادیر شامل تمام کلمات باشد (AND)
مقادیر شامل یک از کلمات باشد(OR)

دسته بندی:
تاریخ:

جستجوی ساده آگهی ها
تبلیغات

همراهان

درگاه بانک ملت

پرینت
#۴٢٨
بازدید: ٩٨۴
90/11/05 چهارشنبه 09:16

دختر مورد علاقه سردار! + عکس

مشرق: جواد عنایتی در اردیبهشت سال 1343 ، در محله فخارخانه ، در شهرستان بیدگل متولد شد  جواد عنایتی ، به تاریخ 21 دی ماه 1365 ،در سومین روز عملیات کربلای پنج در منطقه شلمچه در جریان بمباران شیمیایی دشمن بعثی مجروح شد و 6 روز بعد در بیمارستان شهید فیاض بخش تهران ، به دلیل شدت جراحات وارده بال در بال ملائک گشود.او در زمان شهادت ، جمعی لشکر 14 امام حسین(صلوات الله علیه) بود.
خواهرهایی جواد ، مثل همه ی خواهر ها واقعادوست داشتند عروسی اش را ببینند. راستش خیلی ها چشم به راه ازدواج او بودند. شخصیت و مرامش به قدری شاخص و توی چشم بود که هر کس علاقه داشت ببیند چنین دسته گلی ، چگونه خانه و خانواده تشکیل خواهد داد. یک بار همشیره هایش دورش را گرفتند و گفتند: دیگه وقتشه جواد. ما می خوایم  زنت بدیم. نه نیاری که دل آیجی ها می شکنه؟ بگو چشمت دنبال کیه تا بریم پاشنه ی در خونه شو دربیاریم. از خداشم باشه. کی بهتر از تو... و از این جور حرفا. جواد خیلی تو دار و با حیا بود. صد تا رنگ عوض می کرد وقتی پای این حرفا میومد وسط. دخترها که دیدند قفل زبان برادر باز نمی شود ، پا پی اش شدند که باید روی کاغذ برای ما اسمشو بنویسی . جواد برگه را برداشت و نوشت. خواهر ها کلی ذوق کردند و ورق را قاپ زدند و خواندند اما از قیافه هایشان معلوم بود که دمق شده اند اما چیزی هم نگفتند. من که شاهد قضایا بودم ، رفتم کاغذ را برداشتم و خواندم. دلم هری ریخت. نوشته بود: "مزد جهاد، شهادت است”
راوی: پدر شهید

پاسدار شهید جواد عنایتی

 

فروش لایک گوگل پلاس

SecImgSes



کليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به نیازمندی های روز اندیش بوده و هرگونه کپي برداري از محتواي سايت ممنوع است.