96/07/04 سه شنبه 08:57
Text + Text -
باکس ورورد


ثبت نام
کلمه عبور جدید
نماد اعتماد الکترونیکی

ستاد ساماندهی

logo-samandehi

به روز اندیش امتیاز دهید
  1. چگونه کالا و خدمات خود را معرفی کنیم و تبلیغات موثر داشته باشیم

    چگونه کالا و خدمات خود را معرفی کنیم و تبلیغات موثر داشته باشیم
  2. کلیپ توصیه های آقای روز اندیش برای صاحبان کسب و کار

    کلیپ توصیه های آقای روز اندیش برای صاحبان کسب و کار
  3. کلیپ معرفی راز آشنای موفقیت در کسب و کار

    کلیپ معرفی راز آشنای موفقیت در کسب و کار
  4. نرم افزار اندروید ویرایشگر عکس روزاندیش

    نرم افزار اندروید ویرایشگر عکس روزاندیش
  5. نرم افزار اندروید دیکشنری آنلاین روز اندیش

    نرم افزار اندروید دیکشنری آنلاین روز اندیش
  6. انیمیشن معرفی امکانات و مزایای درج آگهی در روز اندیش

    انیمیشن معرفی امکانات و مزایای درج آگهی در روز اندیش
  7. یه انیمیشن کوتاه و پند آموز از روز اندیش

    یه انیمیشن کوتاه و پند آموز از روز اندیش
  8. معرفی و بررسی محصول شیک مرغوب گریت وال-Great wall M4

    معرفی و بررسی محصول شیک مرغوب گریت وال-Great wall M4
  9. شناخت برخی مزایای کلی تبلیغات در فضای اینترنت

    شناخت برخی مزایای کلی تبلیغات در فضای اینترنت
  10. دانلود نسخه جدید اندروید نرم افزار حسابداری پارمیس

    دانلود نسخه جدید اندروید نرم افزار حسابداری پارمیس

جستجوی پیشرفته محتوایی
کلمات کلیدی:
روش جستجو:
به صورت عادی
مقادیر شامل تمام کلمات باشد (AND)
مقادیر شامل یک از کلمات باشد(OR)

دسته بندی:
تاریخ:

جستجوی ساده آگهی ها
تبلیغات

همراهان

درگاه بانک ملت

پرینت
#۴۶٩
بازدید: ١٠٣٨
90/11/09 يكشنبه 11:41

ماجرای علی کریمی و دخترک گل فروش

رنگ قرمز و مدل ماشین سبب شده بود تا از سایر ماشین‌ها متمایز گردد.

کاپیتان پرسپولیسی‌ها از ماشین پیاده شد و دخترک گلفروش را محکم بوسید و پسری که آدامس می‌فروخت را بغل کرد.

به گزارش شفاف، هیچوقت یادم نمی‌رود بلوار میرداماد را به سمت خیابان شریعتی رانندگی می‌کردم. وقتی به چراغ قرمز ۱۸۰ ثانیه‌ای‌اش برخورد کردم عصبی شدم. تازه از محل کارم تعطیل شده بودم و خیلی خسته بودم.

داشتم دیالوگ‌های معمولم در مورد چراغ قرمز‌ها و ترافیک‌های تهران را زمزمه می‌کردم که کودکی رو به من کرد و گفت: «آقا فال می‌گیری» چند قدم آن طرف‌تر دخترک گلفروش با شاخه‌های لاله صدا زد: «آقا گل بخردیگه... خواهش می‌کنم». جمله‌اش تمام نشده بود که با غرور تمام، شیشه پنجره را بالا دادم تا صدایشان را نشنوم و مزاحم نشوند! وقتی چنین برخوردی را از من دیدند بی‌خیال شدند و رفتند سراغ راننده اتومبیل کناری‌ام.

رنگ قرمز و مدل ماشین سبب شده بود تا از سایر ماشین‌ها متمایز گردد.

پس از چند ثانیه دیدم پسرک فالگیر با صدای بلند گفت: «بچه‌ها... بچه‌ها بیایین علی کریمیه... بازیکن پرسپولیس...» در یک چشم به هم زدن، پنچ شش نفر از کودکان کار، دور ماشینش را گرفتند. من هم بی‌اختیار سرم را چرخاندم تا عکس‌العمل علی کریمی را ببینم. او با لبخندی دنباله‌دار از همه کودکان فال و گل و شکلات گرفت تا آن‌ها را خوشحال کند. چراغ سبز شد و بچه‌ها هنوز بی‌خیال کریمی نشده بودند. علی کریمی که با بوووووق ماشین‌های پشت سرش مواجه شده بود، اتومبیلش را حرکت داد و بعد از چراغ قرمز، ماشینش را نگه داشت. من هم از روی کنجکاوی پشت سر جادوگر ایستادم.

کاپیتان پرسپولیسی‌ها از ماشین پیاده شد و دخترک گلفروش را محکم بوسید و پسری که آدامس می‌فروخت را بغل کرد. امضا داد و تمام گل‌های لاله گلفروش را خرید و چند فال حافظ هم گرفت. برایم عجیب بود. مگر می‌توان باور کرد جادوگر که گاهی حوصله خودش را هم ندارد اینطور برخورد کند؟

دخترک گلفروش از فرط خوشحالی نمی‌دانست چکار کند و بالا و پایین می‌پرید. کریمی که دیگر نمی‌دانست چکار کند، با صدایی خش‌دار گفت: «بچه‌ها باید بروم سر تمرین. دیرم شده.» خداحافظ... خداحافظ» کودکان کار نیز با تشویق چند ثانیه‌ای علی کریمی... کریمی دوستت داریم، او را بدرقه کردند...

فروش لایک گوگل پلاس

SecImgSes



کليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به نیازمندی های روز اندیش بوده و هرگونه کپي برداري از محتواي سايت ممنوع است.