96/07/26 چهارشنبه 21:40
Text + Text -
باکس ورورد


ثبت نام
کلمه عبور جدید
نماد اعتماد الکترونیکی

ستاد ساماندهی

logo-samandehi

به روز اندیش امتیاز دهید
  1. چگونه کالا و خدمات خود را معرفی کنیم و تبلیغات موثر داشته باشیم

    چگونه کالا و خدمات خود را معرفی کنیم و تبلیغات موثر داشته باشیم
  2. کلیپ توصیه های آقای روز اندیش برای صاحبان کسب و کار

    کلیپ توصیه های آقای روز اندیش برای صاحبان کسب و کار
  3. کلیپ معرفی راز آشنای موفقیت در کسب و کار

    کلیپ معرفی راز آشنای موفقیت در کسب و کار
  4. نرم افزار اندروید ویرایشگر عکس روزاندیش

    نرم افزار اندروید ویرایشگر عکس روزاندیش
  5. نرم افزار اندروید دیکشنری آنلاین روز اندیش

    نرم افزار اندروید دیکشنری آنلاین روز اندیش
  6. انیمیشن معرفی امکانات و مزایای درج آگهی در روز اندیش

    انیمیشن معرفی امکانات و مزایای درج آگهی در روز اندیش
  7. یه انیمیشن کوتاه و پند آموز از روز اندیش

    یه انیمیشن کوتاه و پند آموز از روز اندیش
  8. معرفی و بررسی محصول شیک مرغوب گریت وال-Great wall M4

    معرفی و بررسی محصول شیک مرغوب گریت وال-Great wall M4
  9. شناخت برخی مزایای کلی تبلیغات در فضای اینترنت

    شناخت برخی مزایای کلی تبلیغات در فضای اینترنت
  10. دانلود نسخه جدید اندروید نرم افزار حسابداری پارمیس

    دانلود نسخه جدید اندروید نرم افزار حسابداری پارمیس

جستجوی پیشرفته محتوایی
کلمات کلیدی:
روش جستجو:
به صورت عادی
مقادیر شامل تمام کلمات باشد (AND)
مقادیر شامل یک از کلمات باشد(OR)

دسته بندی:
تاریخ:

جستجوی ساده آگهی ها
تبلیغات

همراهان

درگاه بانک ملت

پرینت
#۶٨٩
بازدید: ١١٢٩
93/06/28 جمعه 09:42

خاطره جالب محمد رضا گلزار از فیلم بوتیک

سایت روز اندیش به نقل از سینما خبر:،محمدرضا گلزار بعد از سال ها از ساخت فیلم بوتیک از پشت صحنه این فیلم پرده برداشت.او در باره بازی اش در فیلم بوتیگ می گوید:

 


 «واقعاً بازی در این فیلم بسیار سخت بود. مدام نماهاي واكنش داشتم و تماماً با چشم بازی کردم. یک سکانس در فیلم هست که حمید نعمتالله میگفت ما دوربین را تراک میکنیم روی صورت تو و تو باید با چشمهایت یک بازی کنی، با صدایت یک بازی کنی و با میمیک صورتت هم یک بازی. وقتی این را گفت یک ربع من و آقای کلاری میخندیدیم. همه هم بودند.

 من می گفتم خب حمیدجان یک توضیح بده از هر کدام چه می خواهی. سکانس آخری که من شاپوری را می برم داخل حمام سکانس پلان است. شاپوری را می برم، می کُشم و برمی گردم. می گفت وقتی تراک می کنیم، همین طور که دارم می آیم روی صورتت، بغض را توی چشم هایت ببینم و جوری باید با لحن صدایت بازی کنی که شاپوری اقرار کند با اتی بوده و خشم هم در صورتت کم کم ایجاد شود. تمرین کردیم و باز تمرین کردیم و آن قدر تمرین کردیم که شد. ا یک خاطره هم از اینجا تعریف کنم.»

 گلزار اما ماجرای این حادثه را اینطور تعریف می کند: «گریمور داخل بود و قرار بود وقتی ما داخل می رفتیم دوربین بدون کات بیرون بماند تا من برگردم بیرون. من و گریمور یک دلخوری از هم داشتیم و گریمور محترم ما آقای محمدرضا قومی با من قهر بود و حرف نمی زد. ظرف خون را گذاشته بود بالای سیفون که خون بردارد و گوش و صورت من را سریع گریم کند و من بیرون بیایم. وقتی من رضا رویگری را با شدت تو بردم، چون تاریک بود ندیدم و سر رضا خورد به سیفون. و شیشة خون برگشت روی من.

من هم فکر کردم سر رضا شکسته که من خون خالی ام. مدام با صدای خیلی یواش می گفتم رضا خوبی؟ او هم دست میزد به سرش و با همان صدای آرام میگفت: « خون!» حسابی ترسیده بود و فکر می کرد واقعاً خون خودش است و فرصتی هم برای تکرار نداشتیم، چون تمام لباس من خونی شده بود. تمام اینها سکانس پلان است. می رویم تو و من بیرون می آیم و گوشة دیوار روی زمین می نشینم و خون از سر و صورتم می آید. وقتی تو بودیم و آن اتفاق ها افتاد من مدام می گفتم خوبی؟ و رویگری می گفت آره، آره خوبم، برو، برو. آقای قومی یک کلمه هم نمی گفت که این خون گريم بود. خیلی جدی کنار دیوار ایستاده بود. کار خودش را کرد و تمام. من آمدم بیرون.

 توی تمرین ها که کات می دادیم من به شوخی می گفتم بروید جمعش کنید، کُشتمش! اما پلان که تمام شد هرچه می گفتم بچه ها بروید رضا را بیاورید واقعاً حالش بد است، هیچکس باور نمی کرد! آنجا از ترس افتاده بود روی زمین. مرتب دست می زد به سرش می دید خون است و فکر می کرد واقعاً از سرش دارد خون می آید.»

 

گردآوری:سایت روز اندیش

منبع:سینما خبر

 

 

 

فروش لایک گوگل پلاس

SecImgSes



کليه حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به نیازمندی های روز اندیش بوده و هرگونه کپي برداري از محتواي سايت ممنوع است.